تبليغاتX
سینه سبز

فراخوان

نخستين سوگواره ي سراسري شعر هيات

محفل شعراء آييني همدان با همكاري سازمان جوانان استان همدان، اقدام به برگزاري نخستين سوگواره ي سراسري شعر هيات نموده است. لذا از همه شاعران عزيز كشور دعوت مي شود تا آثار خود را با عنايت به محور سوگواره، حداکثر تا تاريخ بيستم آبانماه 1388  به دبیرخانه سوگواره ارسال نمایند.

لازم به ذكر است كه اين سوگواره با محوريت مناسبتهاي ماه محرم برگزار ميشود و محدوديتي در قالب اشعار ارسالي وجود ندارد.

از صاحبان  آثار برتر دعوت به عمل خواهد آمد و به نفرات برگزيده هديه، لوح تقدير و تنديس جشنواره اهدا خواهد شد.

شاعران گرانقدر ميتوانند آثار خود را حداكثر تا 20 آبانماه 1388 از طريق :

- درج پيام خصوصي در وبلاگ nasimesepide.blogfa.com

- ارسال به پست الكترونيكي payboos@yahoo.com

و يا بصورت پستي ( يكرو تايپ شده در قطع A4) به دبيرخانه جشنواره ارسال نمايند. نوشتن نام و نام خانوادگی- آدرس- و شماره ی تلفن الزامی است.

لازم به ذكر است آثاری که در برنامه هاي مشابه شرکت داده شده و حائز رتبه شده باشند مورد داوری قرار نخواهند گرفت.

آدرس دبیرخانه:

همدان خيابان ميرزاده عشقي - سازمان جوانان استان همدان

دبيرخانه ي نخستين سوگواره ي سراسري شعر هيات


زمان برگزاری :

19 , 20 آذرماه 1388 همدان 

محفل شعراء آييني همدان    -     سازمان جوانان استان همدان

+ نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت توسط حامد اهور |

 

به نام آفریدگار

هشدار به متولیان فرهنگ استان در روزنامه همدان پیام

یادداشتی از بنده در اعتراض به بعضی شیطنت های ادبی در اول شهریورماه در روزنامه مذکور منتشر شد.

(البته ما تیترشو نوشته بودیم "وقاحت تا کجا؟!" که دوستان به "ناآگاهي براي تشخيص صره از ناصره" تغییرش دادن والبته "سره از ناسره"صحیحه که احتمالا برای القای یکجور طعنه ی ادبی اشتباه نوشته شده.)

برای خواندن مقاله مذکور به لینک زیر مراجعه بفرمایید

ناآگاهي براي تشخيص صره از ناصره

یاعلی مدد

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت توسط حامد اهور |

 

به نام آْفريدگار

ميلاد صاحبدل صاحبدلان مبارك.

يه غزل جديد تقديم به حضرتشون ...


كنار بغض غزل مي كنم نيامدنت را

و در خيال، ميان لباس سبز تنت را

تو شعر شعر، مرا آب كردي و نزدي سر

به سركه اي كه نديده است مزه ي دهنت را

چقدر شاعر از اين كوره راه ديده فروبست

نديده روت و نبوييده بوي پيرهنت را

دوباره حسرت و اينكه نشد و كاش ... نبايد

بعيد كرده همين چند جمله آمدنت را

بيا اگرچه مرا خواب برده است كه دارد

هنوز كودك تو، آرزوي سر زدنت را

 

ياعلي مدد 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت توسط حامد اهور |


به نام آفريدگار

با سلام

اولين جشنواره شعر آيين آفتاب با همه مشكلات و با زحمات فراوان دوستان برگزار شد. به نوبه خودم از همه دوستان عزيزي كه لطف كردند و به جشنواره شعر ارسال كردند متشكرم.

با اين كه هيچ كار مهمي براي برگزاري جشنواره انجام ندادم، از همه ي عزيزان ميخوام كه نظراتشون رو درباره جشنواره اطلاع بدن تا ان شاالله در جشنواره هاي بعدي شاهد ايرادات كمتري باشيم.

ممنون از شما

ياعلي مدد

+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت توسط حامد اهور |


به نام آفريدگار


بخاطر تو هيچ گياهي را سم نزدند

اين پروانه بودن تو هم

دردسر باغبانهاست .


***


وقتي بر مي گشتم هنوز ايستاده بود سوت به دست

نگاهش منتهي اليه خيابان را مي پاييد

و دستهايش از سرما به هم ميماليدند

هيچوقت نديده بودم نشسته باشد

حتي يكبار

چشمهايش مي گفت:

خلافكارها نمي گذارند مردم آسوده بنشينند.


ياعلي مدد


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت توسط حامد اهور |

 

به نام آفريدگار

پست قبلي ... بگذريم. اولا بنده افتخار دارم كه شاعر آييني هستم و تخصصی در طنز ندارم - علاقمندان طنز به لینک آقایان ناصر فیض و جواد نوری توی همین وبلاگ مراجعه کنن -. اما از اونجا كه پا تو كفش همه كردنو از رسالتهاي شاعري ميدونم !!! به تاسي از "فيض" عزيز يه چند تايي كار مشترك با حافظ عليه الرحمه !!! نوشتم كه البته تا حدودي قديميه.

دوما گفتم بعد از اخمهاي پست قبلي، بلكه رفقا يه كم بخندن !!!

( لازم به ذكره چون بايد احترام بزرگ و كوچيكي رعايت بشه اول ايشون فرمودند !!! بعد بنده با ذوق سرريزم تكميل فرماندم !!! )

عيدتون مبارك !

 

مژده ايدل كه دگر باد صبا باز آمد

متفرق بشويد اينكه خدا باز آمد !

 

لاله بوي مي نوشين بشنيد از دم صبح

به خدا نيست كسي كز دم ما فيض برد !

 

صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار

اگرچه داشت زما لقمه اي حقير دريغ !

 

حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودی

هزار حيف كه عكست نه توي اُو بودي !

 

جهان و هر چه در او هست سهل و مختصر است

چرا به لقمه اي املت نميكني مهمان ؟!

 

کنون که چشمه قند است لعل نوشینت

چرا كنون نكنم وصف چشم اوشينت ؟!

 

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

هيچ كس هيچ ناهاري به ارادت دادت؟

 

در شگفتم که در این مدت ایام فراق

گوش ما هست برازنده ويا گوش الاغ !

 

شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست

اينقدر عشوه نيا، ناز نكن، بي جنبه !

 

شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت

جنس شلوار من از فاستوني ژاپن بود !

 

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح

ورنه كارت به بلم پاره ي يونس افتد !

 

ياعلي مدد ( نشد گل بزارم براتون !!!)

 

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت توسط حامد اهور |


به نام آفريدگار

يكي از دوستان با عنوان "سلام" يه نظر گذاشته بود كه باعث شد دلم بسوزه، بنابراين نظر ايشون - و نظر خودم درباره نظر ايشون - رو علاوه بر قسمت نظرات اينجا هم ميذارم و فقط ميتونم بگم متاسفم ...

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ببخشيد مجدد مزاحم شدم

مي خواستم بگم يك نگاه به حذب كذايي بيانداز ديگر رنگ سبز نيست
شب مناظره كه احمدي قهوه ايش كرد
حالا هم كه خود موسوي سياهش كرده به سياهي منافقين

گول اينها را نخور
مافياي قدرت دنبال قدرت بود دنبال يه ابهلي مي گشت مثل موسوي

و ديدي كه مردم چه قاطعانه به اينها نه گفتند.



به نام آفريدگار
قابل توجه برادر/خواهر خوبم آقا/خانوم "سلام" !

فكر كنم حضرتعالي تازگي ها به وبلاگ حقير سر زديد. اين وبلاگ از همون اول تاسيس در پرشين بلاگ و بعدا در بلاگفا يعني سالها قبل از آفرينش اين آقايون سبزنما ! سينه سبز بوده و هست. سينه ي ما سبز انتظاره نه سبز انتخاب !!!

در ضمن به حضرتعالي و ديگر دوستان توصيه مي كنم بجاي وا دادن موضع، به بازسازي هويت هميشه سبز رنگ سبز، همت بگماريد.

از دست دادن هميشه خيلي راحت تر از حفظ كردنه.
اگه هنوز روشن نشده بگيد تا نفت بريزم !!!

ياعلي مدد
سينه سبز


+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت توسط حامد اهور |

به نام آفريدگار


این روزها هیچ چیز امیدوارکننده نیست

جز اینکه

همه ی راه ها به ولیعصر ختم می شوند...

(حسن بیاتانی)

(با سلام. این پست قبلا توسط موزیلا فایرفاکس گذاشته شده بود که چون خیلی از دوستان از اکسپلورر استفاده می کنن خونده نمی شد. بنابراین دوباره گذاشته شد تا رفقا بتونن نظر بدن. منتظرم ...)

اي انعكاس سبز غزل عاشقانه ها

آوار خيس عشق، بر احساس شانه ها


تو آمدي و بالاخره آشتي شدي

ديدي حقيقتند تمام گمانه ها ؟


حالا تمام هستي من ربع سكه اي است ...

كه طعنه مي زند به تمام خزانه ها


ديشب سه ربع ديگرشان را فروختم

حالا بگو كه چند مي ارزد ترانه ها


آنقدر عاشقم كه دلم را نمي برند

ديگر بنفشه ها، مريم ها، سمانه ها


انگورهاي شعر من اين هفته مي رسند

لبريز عسكري است سراشيب بانه ها


درياي من ! دلم هوسستان موج توست

هر روز، هر غروب، كنار كرانه ها

یاعلی مدد

+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت توسط حامد اهور |


به نام آفريدگار


این روزها هیچ چیز امیدوارکننده نیست

جز اینکه

همه ی راه ها به ولیعصر ختم می شوند...

(حسن بیاتانی)


 

اي انعكاس سبز غزل عاشقانه ها

آوار خيس عشق، بر احساس شانه ها


تو آمدي و بالاخره آشتي شدي

ديدي حقيقتند تمام گمانه ها ؟


حالا تمام هستي من ربع سكه اي است ...

كه طعنه مي زند به تمام خزانه ها


ديشب سه ربع ديگرشان را فروختم

حالا بگو كه چند مي ارزد ترانه ها


آنقدر عاشقم كه دلم را نمي برند

ديگر بنفشه ها، مريم ها، سمانه ها


انگورهاي شعر من اين هفته مي رسند

لبريز عسكري است سراشيب بانه ها


درياي من ! دلم هوسستان موج توست

هر روز، هر غروب، كنار كرانه ها


ياعلي مدد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت توسط حامد اهور |



فراخوان

نخستين جشنواره استاني شعر آيين آفتاب

موسسه نسيم سپيده دم با همكاري محفل شعراء آييني و سازمان ملي جوانان استان همدان، اقدام به برگزاري اولين جشنواره استاني شعر آيين آفتاب در دو بخش آييني و آزاد نموده است. لذا از همه شاعران جوان استان دعوت مي شود تا آثار خود را با عنايت به رئوس مطروحه، حداکثر تا تاريخ دهم تيرماه 1388 ( سيزدهم ماه رجب ) به دبیرخانه جشنواره ارسال نمایند.

محورهاي بخش آييني:

· ابعاد شخصيتي پيامبر رحمت صلي ا... عليه و آله

· ابعاد شخصيتي اميرالمومنين علي عليه السلام

· اعياد شعبانيه

· ابعاد شخصيتي حضرت علي اكبر عليه السلام

حداكثر آثار ارسالي در هر يك از بخشهاي آزاد و آييني 3 اثر بوده و محدوديتي در قالب اشعار وجود ندارد.

لازم به توضيح است كه آثار آزاد و كلاسيك بصورت جداگانه داوري خواهند شد.

از صاحبان چهل اثر برتر دعوت به عمل خواهد آمد و به نفرات برگزيده هديه، لوح تقدير و تنديس جشنواره اهدا خواهد شد.

شاعران گرانقدر ميتوانند آثار خود را از طريق :

- درج پيام خصوصي در وبلاگ موسسه به نشاني nasimesepide.blogfa.com

- ارسال به پست الكترونيكي nasimesepide@yahoo.com

و يا بصورت پستي ( يكرو تايپ شده در قطع A4) به دبيرخانه جشنواره ارسال نمايند. نوشتن نام و نام خانوادگی- آدرس- و شماره ی تلفن الزامی است.

داوران جشنواره از جمله داوران برجسته كشوري هستند و آثار در خارج از استان داوري خواهند شد.
در ضمن آثاری که در جشنواره های مشابه شرکت داده شده و حائز رتبه شده باشند مورد داوری قرار نخواهند گرفت.

آدرس دبیرخانه:

همدان خيابان ميرزاده عشقي - سازمان ملي جوانان استان همدان

دبيرخانه ي جشنواره شعر آيين آفتاب


زمان برگزاری :

يكم مردادماه 1388 همدان تالار فجر

محفل شعراء آييني همدان موسسه فرهنگي نسيم سپيده دم

سازمان ملي جوانان استان همدان

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت توسط حامد اهور |


به نام آفريدگار

توسلات مقبول ...


از خيابان خيس مي گذرم

از نماهاي پيس مي گذرم

از كنار دكان دين دزدي

از كنار پليس مي گذرم

با سه تار شكسته از حجم -

طعنه ي ونجليس مي گذرم

در سرم خاطرات چوگان است

از زمين تنيس مي گذرم

و از عشقي كه تازه آمده است -

از دل انگليس مي گذرم

خواستم از خدا خبر بدهم

كه يكي گفت ... هيس! ... مي گذرم

--------------------------------------------

پ.ن: ونجليس (Vangelis): آهنگساز مشهور يوناني


ياعلي مدد


+ نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت توسط حامد اهور |

به نام آفريدگار

اين دوبيتي براي چار پنج سال پيشه ... چون خيلي روضه ايه تا حالا ننوشته بودمش اما به دلم افتاد براي اولين بار بنويسمش. ببخشيد اگه ...


گل ماتم زده چيدن ندارد

كبود ِ ياس، فهميدن ندارد

مكن اصرار بهر ديدن من

بهشت سوخته ديدن ندارد !


_ استغفروالله الستّار _

ياعلي (مظلوم) مدد


+ نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت توسط حامد اهور |

به نام آفريدگار


شد پيكر تو به دوش دنيا سنگين

خون خورد كه تا خون تو نوشيد زمين

گودال نشستي كه بگويي مردم...!

بالايي عاشقان ندارد پايين


ياعلي مدد


+ نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت توسط حامد اهور |

به نام آفريدگار


     از اول هم آبمان توي يك جو نمي رفت. از همان وقتي كه شناختمش. پر بودم از او، نگاهش، اخمهايش و لبخندهاي گاه گاهش. اما آبمان توي يك جو نمي رفت.

     گاهي خودم را بيخودي جلويش سبز ميكردم تا زبانش باز شود. اما انگار نه انگار. گاهي حرفهاي مفت مي زدم تا بخندد. اما انگار نه انگار. وقتي ميخواست مي خنديد و وقتي زبانش باز مي شد كه ميخواست.

     خيلي وقتها حوصله ام را حسابي سر مي برد. زانوهايم را بغل مي كردم و ساعتها بر و بر نگاه ... تا شايد چيزي بگويد ... نه ... ولي چيزي نمي گفت. آنوقت مي فهميدم كه دستم حتما يكي از گلدانها را شكسته يا غذاي ماهي هاي آكواريوم دير شده. بعد مي خنديد. آنقدر كه پر مي شدم از او، از خنده هايش.

     خيلي خنده دار بود وقتي من اخم مي كردم و او مي خنديد. شايد آبمان توي يك جو نمي رفت، اما هيچوقت چشمش را به رويم نبست ...، پدر شهيدم.

حتي وقتي به اندازه ي بيست و چند سال طلبكارانه نگاهش مي كردم ... حتي آنوقت.


ياعلي مدد

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت توسط حامد اهور |

به نام آفريدگار


يك خاطره از صنوبري خم آورد

يك كوه غم و غصه فراهم آورد

داماد ربيع، سيد ماه رجب

از خاك كه برگشت محرم آورد


يا علي مدد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت توسط حامد اهور |